تبلیغات
egalaxy - بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد

نویسنده :niloofar s
تاریخ:سه شنبه 15 تیر 1395-04:31 ب.ظ

آیا تکنولوژی نقطه ی قوت ماست یا برعکس، نیمه ی تاریکی وجود دارد که هنوز آن را ندیده ایم؟ اما یک چیز مسلم است و آن اینکه هرگز نباید زود قضاوت کرد و با دیدن نتایج کوتاه مدت یک پدیده، رأی به مفید یا مضر بودن آن داد. بلکه برماست که با بررسی جنبه های مختلف موضوع حقیقت را جویا شویم.
در زمانی نه چندان دور سیگار کشیدن (که باعث ابتلا به سرطان می شود) یک عادت پسندیده به حساب می آمد. دور از ذهن نیست که در آینده ای نزدیک مضرات چیزی به همان بدی یا حتی خطرناکتر که به آن معتاد شده ایم، بیش از پیش فاش شود و آن چیزی نیست جز تکنولوژی و زندگی مدرن!

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

طبیعت در لبه ی تعادل ظریفی حرکت می کند و پیشرفت های بشریت (اگر بتوان نام پیشرفت را بر آن نهاد) به گونه ای نظم این نیروی عظیم را بر هم زده است. شاید به همین دلیل است که جنبش هایی برای بازگشت به طبیعت و زندگی ساده سر بر آورده و روز به روز بر طرفداران آن افزوده می گردد. این افراد اعتقاد دارند که ما به طبیعت تعلق داریم و نه به شهرها!!!
اما مزایا و معایب زندگی مدرن همچون نخ های سیاه و سفید یک رشته در هم تنیده اند و نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد. در یک کلام، نمی توان خوبی ها و بدی های این نوع زندگی را به طور مجزا بررسی کرد. 
رهاورد تکنولوژی و صنعت برای انسان هم آسودگی، رفاه و خوشبختی است و هم بیکاری، فقر، آلودگی های زیست محیطی و جنگ های جهانی. گویی انسان به قدرتی دست یافته که قادر به کنترل آن نیست و لحظه به لحظه با طبیعت ناسازگار تر می شود. تا آنجا که اکنون هم چون وصله ای ناموزون بر رخ زمین خاکی به نظر می رسد. 
شاید وقت آن رسیده که بشر کمی تفکر کند و برای تداخل خود در طبیعت و جدا کردن بیش از اندازه ی خود از آن حد و مرزهایی قرار دهد. انسان تا وقتی در همه ی امور دخالت کند، اوضاع به همین منوال خواهد بود. انسان در گذشته بخشی از طبیعت بوده اما اکنون به دشمن آن تبدیل شده و حتی متوجه نیست که این سبک زندگی به زودی به نابودی خود او منجر می شود.
البته نمی توان انسانها را سرزنش کرد. زیرا هر چیزی بهایی دارد. آنها هرگز قصد نداشتند اوضاع به شکل لگام گسیخته ی اکنون در آید. بلکه برای نجات خود از چنگ سختی های طبیعت ناچار به راه حل هایی متوصل شدند که متأسفانه با اثرات جانبی همراه بود.
اگر فیلم ماتریکس را دیده باشید، هر چقدر که شخصیت مثبت داستان قدرت می گیرد، شخصیت منفی نیز به همان مقدار تقویت می شود و بدین ترتیب برنامه ی کامپیوتری در مقابل از بین رفتن تعادل خود واکنش نشان می دهد. زیرا در معادلات ریاضی اگر در یک سمت عددی را ضرب یا تقسیم کنید، باید در سمت دیگر رابطه نیز همین عملیات را انجام دهید.
طبیعت نیز به همین شکل رفتار می کند. هر رفتار انسان که باعث بر هم زدن طبیعت می شود، با پاسخی از سوی آن رو به رو می گردد. پاسخی که به منظور حفظ تعادل می باشد. اما مطمئنا به مذاق ما خوش نمی آید.
برای روشن تر شدن موضوع مثالی میزنم. سالهاست که کشاورزان برای مبارزه با آفات از سموم مختلفی استفاده می کنند. در ظاهر این سموم، محصول را افزایش میدهد. اما در بلند مدت کاملا برعکس این موضوع اتفاق می افتد. با نگاه ژرف تر در می یابیم که اتفاقاتی ناگوار در جریان است. 
با هر بار سم پاشی، حشرات ضعیف تر نابود شده و آنهایی که در مقابل سموم مقاومت بیشتری دارند زنده می مانند. این امر به طور مصنوعی باعث اصلاح نژاد آفات شده و گونه ای از آنها را پدید می آورد که در اثر جهش های ژنتیکی پی در پی مقاومتر گشته اند. در نتیجه سموم بیشتر و موثر تری توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد ولی باز هم قوی ترها زنده می مانند و به عبارتی انسان چه از سموم استفاده کند و چه نکند در هر صورت، بازنده است. حتی الآن هم می توان بی اثر بودن بسیاری از این سموم و فراگیری بیماری ها و حساسیت های ناشی از استعمال بیرویه ی آنها را در جامعه مشاهده کرد.
اما برای فرار از این چنین معضلاتی، باید به جای استفاده از روشهای تهاجمی بر علیله طبیعت، از آن الهام گرفته و ضمن رفتار دوستانه تر با محیط زیست از نتایج موقتی و پیچیده تر کردن مسئله دوری جوییم.
به عنوان مثال دیگر می توان به مصرف سرسام آور آنتی بیوتیک ها اشاره کرد. در این مورد نیز نتیجه ای به دست می آید که با هدف مورد نظر کاملا مغایرت دارد. بدین صورت که تمام اقدامات انسان در دراز مدت بیفایده بوده و حتی مضر نیز می باشد. شرکت های داروسازی، هر روز مجبور به تولید داروهای قوی تر با اثرات جانبی بیشتری می گردند. در حالی که مسئله تا این حد پیچیده نیست و می توان از تبدیل شدن این موضوع به یکی از مشکلات لاینحل پزشکی جلوگیری کرد.
اما هنوز یک موضوع حل نشده باقی می ماند و آن اینکه با زنده نگه داشتن انسان های ضعیف و درمان آنها، مشکلی بزرگ پدیدار می شود. این افراد پس از ازدواج و فرزندآوری، ژن های معیوب خود را به آیندگان خود به ارث می رسانند و این موضوع به همراه جهش های ژنتیکی در دراز مدت نژاد انسان را ضعیف نموده و باعث کاهش مقاومت انسانها در مقابل امراض می شود. 
به طور قطع درمان فرد بیمار از نظر اخلاقی وظیفه ی تمامی پزشکان است اما برای رفع مشکل توارث ژن های ناسالم، باید به علم ژنتیک امید داشت. اگر شناخت بشر از ژنها به رشد و بالندگی خود ادامه دهد، به طور قطع هیچ نگرانی از این لحاظ نخواهد بود. اما در این راه نیز باید اولویت اول، طبیعت و عدم آسیب رسانی به آن باشد.
از مطالب گفته شده در این بحث نتیجه می گیریم که از بین بردن نظم و تعادل طبیعت به ضرر خود ماست. پس بهتر است که چشمان خود را بر روی حقیقت گشوده و کمی به خود زحمت دهیم و میراثی گرانبها برای آیندگان خود به جای بگذاریم. طبیعتی بکر و پاک که با اینکه قدرت نابودی اش را داریم اما در حفظ و حراست از آن می کوشیم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.